هر جا که دیدی ردی از فقر و پریشانیست
وجدان جمعی از خلایق رو به ویرانیست
از جنس یک ابریشم، از یک پیله ی دردیم
هرشعله ای برجان ما اوج پشیمانیست
تصویرخودخواهی ما را آینه پس زد
درطالع بی رحم ما سردرگریبانیست
دنیا به دوش کودکان کارافتاده است
این بی تفاوت بودن ما نامسلمانیست
سهم چراغ خانه ها در چلچراغ ماست
با مهربانی ظلمت هر کوچه نورانیست
ننگست خندیدن کنار اشک مظلومان
غافل نبودن ، ازصفات ناب انسانیست
ایکاش میشد میزبان عدل حق باشیم
مرغ عدالت در حصار جهل زندانیست